فراموش کردم
رتبه کلی: 98


درباره من
سلــــــــام
22bahman misham 21sale
ye nafar zodtar az hame behem tabrik goft,kheili mikhamesh
nabashe mikham donya nabShe
Kheili doset daram s...
***بخاطر هیچکس***
ازم پرسید به خاطره کی زنده هستی؟
با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم "بخاطر تو " بهش
گفتم : "بخاطر هیچکس " پرسید : پس به خاطره چی زنده هستی؟
با اینکه دلم داد میزد "به خاطر دله
تو"، با یه بغز غمگین بهش گفتم "بخاطر هیچکس" ازش پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟
در حالی که اشک تو چشمش جمع شده بود گفت : بخاطر کسی که بخاطر هیچ زندست.



بدترین درد این نیست که... عشقت بمیره

بدترین درد این نیست که...
به اونی که دوستش داری نرسی

بدترین درد این نیست که...
عشقت بهت نارو بزنه

بدترین درد اینه که...
یکی رو دوست داشته باشی و اون ندونه !


دستت رو بزار روی قلبت، این ساعته عمرته که داره تیک تیک می کنه، جالبه، همونی که بهت زندگی
میده برات شمارش معکوس رو شروع کرده.

THE END
مسعود صادقی (masood0423 )    

شعر ها و متنهای عاشقانه فوق العاده زیبا

منبع : http://www.biafun.com/?p=6246
درج شده در تاریخ ۹۰/۰۶/۰۵ ساعت 00:51 بازدید کل: 19623 بازدید امروز: 3 1 می‌پسندم  
 

شعر و متن عاشقانه

 

اس ام اس عاشقانه اس ام اس دلبرانه شعر های دلبرانه شعر جدایی شعر دلتنگی شعر دلشکستگی شعر نامردی شعر خیانت متن خیانت متن زیبا برای خیانت متن بی وفایی شعر بی وفایی شعر عاشقانه بی وفایی شعر دلتنگی و غمگین شعر عاشقانه متن عاشقانه شعر غم متن دلتنگی شعر جدایی شعر غمگین متن گریه شعر زیبا

 

 

حالا که دیگر دستم به آغوشت نمیرسد

و بوسیدنت موکول شده

به تمامی روزهای نیامده..

 

حالا که هر چه دریا و اقیانوس را

از نقشه جهان پاک کردی

مبادا غرق شوم در رویایت

باید اسمم را

در کتاب گینس ثبت کنم

تا همه بدانند

- یک نفر

با سنگین ترین بار دلتنگی

روی شانه هایش -

تو را دوست میداشت

 

 

 

 

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

آدم هـا می آینـد

زنـدگی می کننـد

می میـرنـد و می رونـد …

امـا فـاجعـه ی زنـدگی ِ تــو

آن هـنگـام آغـاز می شـود کـه

آدمی می رود امــا نـمی میـرد!

مـی مـــانــد

و نبـودنـش در بـودن ِ تـو

چنـان تـه نـشیـن می شـود

 

کـه تـــو می میـری

در حالـی کـه زنــده ای

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

اگر نهال های جنگل
بدانند ،
روزی تن هاشان
دسته ای در دستان
تبر یه دوشان
خواهد شد
مثل من
،
شاید ، هرگز
دل تنگ باران
نشوند .

 

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

برای رسیدن به تو
پا پیش گذاشتم
خودم را قسمت کردم
تو را سهم تمام رویاهایم کردم
انصاف نبود
تو که میدانستی با چه اشتیاقی
خودم را قسمت میکنم
پس چرا
زودتر از تکه تکه شدنم
جوابم نکردی
برای خداحافظی
خیلی دیر بود
خیلی دیر ….

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

 

روح بیمار طبیعت را – می فهمی
در دیار خشک
در میان سایه های تیره – در زنجیر
مرگ را می بینی
گاه بی تابی
…گاه می خندی

عاشق باران که باشی
در اضطراب شببه دنبال آغوش امنی می گردی
تا تن نازک تب زده ات را بسپاری به تنش
تا فراموش کنی

عاشق باران که باشی
منتظر می مانی
بر نگاه بی کلام پنجرهچشم می دوزی
شعر می خوانی

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

بر لبانم غنچه لبخند پژمرده است
نغمه ام دلگیر و افسرده است
نه سرودی؛ نه سروری
نه هماوازی نه شوری
زندگی گویی ز دنیا رخت بر بسته است.
یا که خاک مرده روی شهر پاشیده است.
این چه آیینی؟ چه قانونی؟ چه تدبیری است؟
من از این آرامش سنگین و صامت عاصیم دیگر
من از این آهنگ یکسان و مکرر عاصیم دیگر
من سرودی تازه می خواهم
جنبشی؛ شوری؛ نشاطی، نغمه ای، فریادهایی تازه می جویم
من به هر آیین و مسلک کو، کسی را از تلاشش باز دارد یاغیم دیگر
من تو را در سینه امید دیرینسال خواهم کشت
من امید تازه می خواهم

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

 

 

باید کمک کنی ، کمرم را شکسته اند

بالم نمی دهند ، پرم را شکسته اند

نه راه پیش مانده برایم نه راه پس

پل های امن ِ پشت سرم را شکسته اند

هم ریشه های پیر مرا خشک کرده اند

هم شاخه های تازه ترم را شکسته اند

حتی مرا نشان خودم هم نمی دهند

آیینه های دور و برم را شکسته اند

گل های قاصدک خبرم را نمی برند

پای همیشه ی سفرم را شکسته اند

حالا تو نیستی و دهان های هرزه گو

با سنگ ِ حرف ِ مُفت ، سرم را شکسته اند

 * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * 

فقط نگاه کن و بعد هیچ چیز نپرس

به خواب رفتمت از بسته های خالی قرص

به دوست داشتنم بین ِ دوستش داری!

به خواب رفتمت از گریه های تکراری

تماس های کسی ناشناس از خطّ ِ …

به استخوان ِ سرم زیر حرکت ِ مته

که می شود به رگ و پوست، از تو تیغ کشید

که می شود به تو چسبید و بعد جیغ کشید

که می شود وسط ِ وان، دچار فلسفه شد

که زیر آب فرو رفت… واقعا خفه شد!

که مثل من، ته ِ آهنگ ِ «راک» گریه کنی!

جلوی پاش بیفتی به خاک… گریه کنی

که می شود چمدانت شد و مسافر شد

میان دست تو سیگار بود و شاعر شد

که می شود وسط سینه ات مواد کشید

که بعد، زیر پتو رفت و بعد داد کشید…

به چشم های من ِ بی قرار تکیه زد و

به این توهّم دیوانه وار تکیه زد و

که دیر باشم و از چشم هات زود شود

که مته در وسط ِ مغز من، عمود شود!

که هی کشیده شوم، در کشاکشت بکشم

که هرچه بود و نخواهد نبود، دود شود…

قرار بود همین شب قرارمان باشد

که روز خوب تو در انتظارمان باشد

قرار شد که از این مستطیل در بروی

قرار شد به سفرهای دورتر بروی

قرار شد دل من، مُهر ِ روی نامه شود

که در توهّم این دودها ادامه شود

که نیست باشم و از آرزوت هست شوم

عرق بریزم و از تو نخورده مست شوم

که به سلامتی یک شکوفه زیر تگرگ

که به سلامتی گوسفند قبل از مرگ

که به سلامتی جام بعدی و گیجی

که به سلامتی مرگ های تدریجی

که به سلامتی خواب های نیمه تمام

که به سلامتی من… که واقعا تنهام!

که به سلامتی سال های دربدری

که به سلامتی تو که راهی ِ سفری…

صدای گریه ی من پشت سال ها غم بود

صدای مته می آمد که توی مغزم بود

صدای عطر تو که توی خانه ات هستی

صدای گریه ی من در میان بدمستی

صدای گریه ی من توی خنده ی سلاخ!

صدای پرت شدن از سه شنبه ی سوراخ

صدای جر خوردن روی خاطراتی که…

ادامه دادن ِ قلبم به ارتباطی که…

به ارتباط تو با یک خدای تک نفره

به دستگیری تو با مواد منفجره

به ارتباط تو با سوسک های در تختم

که حس کنی چقدَر مثل قبل بدبختم

که ترس دارم از این جنّ داخل کمدم

جنون گرفته ام و مشت می زنم به خودم

دلم گرفته و می خواهمت چه کار کنم؟!

که از خودم که تویی تا کجا فرار کنم؟!

غریبگی ِ تنم در اتاق خوابی که…

به نیمه شب، «اس ام اس»های بی جوابی که…

به عشق توی توهّم… به دود و شک که تویی

به یک ترانه ی غمگین ِ مشترک که تویی

به حسّ تیره ی پشتت به لغزش ِ ناخن

به فال های بد و خوب پشت یک تلفن

فرار می کنم از تو به تو به تاریخ آخرین ویرایش مطلب: تاریخ آخرین ویرایش: ۹۰/۰۶/۰۵ - ۰۰:۵۱


1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم
کتاب ها و داستان های ترکی ، آذربایجانی بوی پیراهن تو - شعر از خودم دعوت به همسرایی 6 گاهی زندگی کردن بیشتر شهامت می خواهد تا این که خودت را خلاص کنی دانلود نمونه سوالات استخدامی تامین اجتماعی و شهرداری ترکیه ( ایغدیر - وان ) آب دٌر گرانی است که از دست میرود و دریاچه هایمان در صف خشک شدن باشگاه بدنسازی وپرورش اندام یزدان بامدیریت جدید قابل توجه دانش آموزان، دانشجویان، فارغ التحصیلان، کارجویان و شاغلین فروش ادوات کشاورزی
کاربران آنلاین (175)
نیر سعیدی مبل آرال Se7en ترکمانچای ساناز *میرزایی نفس کوچولو ابوالفضل مرتضائی دلباخته... هآدی برآری تپوری مآزنی امیرزمانی*** ارکستر بیتا شاهین پورباقری پرهام * رعنا جوووون فرشید.قربانی خاراب دونیا ائل گونش Neyzar.Selo ılılıIiiIii . arctic still . IiiIiiılılı امیر تورک سوی شایان M.R.M قاراباغ نیسگیلی (-_-)______I-IƏIVIeD_______(-_-) امین90 bri lliant Oo __ AmOro PhObIa__ oO Reza alizadeh __-_RaVanI_-__ ılı__ParKeR_(ılı)_boy__ılı محسنی4 *رامین داودی* مشاورین املاک میانه lı.________SoOda________.ıl ***حسین*** علیرضا- قره داغی هادی میانجی IiiIii...........LeYli...........IiiIii MEYSAM GAREDAGHI ()()()(Amir)()()() * آسمان * امیر 77 mAhYAr a__L__O__n__E*__*I aM cERtAIn چاپ محسن امید2013 parvinaria setareh.dokhtare.babash یاشار سلیمی امینsport ALONE-------BOY آرتونا666 عاطفه طلوعی دفتر فنی و مهندسی دکورات امیر** پرویز شهبازی نازگلم Hojjat eshlaghi ---جواد--- » « AnA » « سامان4شیردل «...Ruhe des Meeres...» Amin.Gholamian. قره داغی محمد سحر****** (خسته) محسن جعفری oıOl MIKA lOıo حمید ... مصطفی یگانه رضا قدرتی محمد قربانی59 هوران Gold Heart -»Melixxxxxxx«- رویای خیالی Walking Dead امیررضا مکفی*